به نمایش درآوردن داشته های شهری

اخبار صنایع دستی

سید محمد بهشتی شیرازی :

باید داشته‌های شهری خودمان را به نمایش در‌آوریم .

مدت‌ها بود که می‌خواستیم با رئیس ایکوم (شورای بین‌المللی موزه‌های ایران) گفت‌وگو کنیم اما این فرصت به دلیل مشغله‌های فراوان این مدیر فرهنگی و مسئولیت‌هایی که او را به کار در تهران واداشته است، ممکن نمی‌شد .
«سید محمد بهشتی شیرازی» به دلیل سابقه طولانی در فعالیت‌های فرهنگی و مخصوصا نقشی که در سینمای پس از انقلاب داشته است در میان اهالی استان چهره‌ای شناخته شده و در زمره مفاخر قزوین است . در فرصتی که فراهم شد توانستیم با وی گفت‌وگویی اختصاصی‌ترتیب دهیم و بخشی از دغدغه‌های فرهنگی استان را مطرح کنیم . همچنین از او وعده گرفتیم تا هر از چندی درباره فرهنگ قزوین و راهکار‌های‌ زنده نگه داشتن این میراث تاریخی به صحبت بنشینیم . در آینده باز هم نقطه نظرات این مدیر فرهنگی را درباره استان خواهید خواند .
با توجه به تحقیقات شما درباره میراث فرهنگی قزوین می‌خواستیم این سؤال را بپرسیم که چرا این استان نمی‌تواند مانند اصفهان به جایگاه اصلی خود برسد ؟

مساله اینجاست که اصفهان نیز مشابه همین مشکلات قزوین را دارد . این گرفتاری که الان در حفظ ارزش‌ های شهرهایمان داریم در واقع یک ابتلای عمومی است که اتفاقا مساله تازه‌ای نیست، بلکه در ۵۰ سال اخیر شاهد تعرضات متعدد به ارزش‌های شهریمان هستیم . به بهانه توسعه، ساخت‌ و سازهایی انجام شده است که درواقع به ارزش‌های شهرمان چیزی اضافه نکرده است چرا که چیز بهتری جای آن نگذاشته‌ایم و فقط به ارزش‌هایی که وجود داشته است، صدمه زده‌ایم . یکی از مهم‌ترین علت‌های این آسیب ناشی از ناآگاهی از این ارزش‌هاست؛ یعنی چون ما نمی‌دانیم این ارزش‌های فرهنگ شهری چیست ممکن است در مسیر رسیدن به خواسته‌هایمان گل‌های زیادی را لگد کنیم . علت بعدی یک جور سوداگری تجاری است؛ یعنی منافع کوچک وکوتاه مدت را به منافع بزرگ و طولانی مدت ترجیح دادن . نتیجه این‌ می شود که در این مدت منافعی که مربوط به همه شهر قزوین و متعلق به همه نسل‌ های آن است را برای منافع یک گروه و برای یک مدت کوتاه فدا کرده‌ایم .
به نظر شما راهکار برون رفت از این نابسامانی در توسعه شهر تاریخی قزوین چیست ؟

راهکار پیشنهادی من در این زمینه، اطلاع‌رسانی از این ارزش‌ها و حقوق مسلمی است که باید در مردم حس مطالبه فرهنگی ایجاد کند، تا به یک درخواست عمومی تبدیل شود . اگر ارزش‌ها را درست بیان و آگاهی‌بخشی کنیم مردم هم دغدغه‌مند می‌شوند . پس باید به ۲ مقوله آگاهی‌ بخشی و ایجاد مطالبه عمومی در پیشبرد این هدف توجه کرد . باید دید قزوین به چه دلیل قزوین است ؟ به این علت ‌که برج دارد ؟ شبکه ارتباطی مرغوبی دارد ؟ تقاطع‌های غیرهمسطح دارد ؟ وقتی در طول تاریخ و درمتون تاریخی نگاه می‌کنیم می‌بینیم که ارزش‌های قزوین به این چیزها نیست . اینها همه پدیده‌های جدیدی است . حتما یک چیز دیگری است و آن دلیل « قزوین بودن قزوین » است . آن تلاش و تکاپویی است که در طی قرون در این شهر صورت گرفته و قزوین مانند درختی بزرگ شده و ریشه دوانده و شاخ و برگ داده است . درست است ما نیازمندی‌هایی داریم و باید به آنها پاسخ دهیم . برای پاسخگویی به این اقتضاهای زندگی جدید نباید ارزش‌ها را نابود کنیم و حتی می‌توانیم مقوم آنها باشیم چنانکه به داشته‌های فرهنگی کمک کنیم تا در کیفیت بهتری نقش خودشان را ایفا کنند و قزوین بودن قزوین را به نمایش در بیاورند . در واقع یادآوری کنند که اینجا کجاست .
همسایگی یکی از دو دروازه قدیمی شهر با « برج تجارت » و ادامه پروژه « شهید انصاری » و از بین رفتن بخش زیادی از خانه‌های قدیمی و ده‌ها مورد دیگر فعالان فرهنگی قزوین را از آنچه با عنوان توسعه و ایجاد ارزش در بافت فرسوده مطرح شده ‌است نگران می‌کند . چگونه می‌توان به یک اجماع در این موضوع دست یافت ؟
رویای شهید انصاری شرقی قبلا در خیابان شهید انصاری غربی محقق شده است . ولی باید بررسی شود که خیابان شهید انصاری غربی چه چیزی برای شهر ما داشت ؟ آیا باعث شده شهر قزوین، قزوین‌تر شود یا از قزوین بودن خود دورتر شود ؟ مثلا یکی از اهداف اجرای طرح شهید انصاری غربی، گره‌گشایی در ترافیک شهر بود . آیا این رؤیا محقق شد ؟ اگر طرح شهیدانصاری شرقی هم اجرا شود؛ قول می‌دهم همین اتفاق قبلی تکرار می‌شود که نمونه‌اش در غرب این خیابان رخ داده است . ولی به چه قیمتی ؟ به قیمت این‌که به تمام محلات و منطقه صدمه زده‌ایم و در واقع‌کاری کرده‌ایم که دیگر این محلات قابل احیا نباشد . کنار دروازه درب کوشک دارند برج می‌سازند . اصلا مگر در قزوین لزومی دارد که برج بسازیم ؟ ما یک گرفتاری پیدا کردیم که فقط می‌خواهیم شبیه جایی دیگر بشویم . تهران می‌خواهد شبیه یک شهر خارجی شود و قزوین می‌خواد شبیه تهران شود . همه می‌خواهیم شبیه دیگری شویم؛ در صورتی که ارزش واقعی فرهنگی این است که هر شهر فقط شبیه خودش باشد . نداشتن اعتماد به‌نفس آنقدر در ما ریشه دوانده که فکر می‌کنیم فقط زمانی که شبیه یک شهر دیگر بشویم؛ نجات پیدا می‌کنیم و متوجه نیستیم که اگر واقعا راه نجاتی وجود داشته باشد این است که شبیه خودمان باشیم .

درباره نویسنده

پست های مرتبط

ترک یک پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *